صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

242

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

ترك آن است . مىگوييم : « خفت زيدا » ، يعنى از زيد ترسيدم . خداوند هم مىگويد : يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ « 1 » . و مىگوييم : خفت المرض ، از بيمارى ترسيدم . خداوند هم فرمود : وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ « 2 » . ولى خشيّت مربوط به مقام امر ناپسند است و ترس از خود مكروه ، خشيت ناميده نمىشود . لذا فرمود : يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ « 3 » . اگر گفته شود مگر نفرمود ؟ : إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ « 4 » ، مىگوييم : از سخن منجر به جدايى ترسيد ؛ و چيزى كه منجر به چيزى مىشود ، به منزلهء كسى است كه آن را انجام مىدهد . بعضى از دانشمندان مىگويند ، گفته مىشود : « خشيت زيدا » ولى گفته نمىشود : « خشيت ذهاب زيد . » اگر گفته شود ، در اصل چنين نيست ، بلكه خشيت جاى خوف را گرفته است ؛ و گاهى چيزى جاى چيز ديگرى را به خاطر نزديكى به هم مىگيرد . » به تفاوتهاى خوف و ديگر اصطلاحات خواهيم پرداخت . قشيرى همچنين نقل قولهايى را ذكر مىكند كه در آنها تعريفى از خوف و توضيحى براى جوانب آن است . از جمله سخن ابو حفص كه مىگويد : « ترس چراغ قلب است كه به واسطهء آن خير و شر را مىبيند . » به فضيل بن عياض گفته شد : « چرا خودمان را خائف نمىدانيم ؟ » گفت : « اگر خائف بوديد ، خائفان را مىديديد ؛ چون خائف تنها خائف را مىبيند و غمگين هم دوست دارد ، غمگين را ببيند . » ابو القاسم حكيم مىگويد : « هركس از چيزى بترسد ، از آن مىگريزد و هركس از خداوند بترسد ، به او مىگريزد . » ابو الحسن نورى مىگويد : « خائف از پروردگارش به پروردگارش مىگريزد . » يعنى از خشم او به رضاى او و پرهيز از گناه و اطاعت و رستگارى به بخشش او مىگريزد . از جنيد دربارهء خوف سؤال شد . گفت : « انتظار عقوبت همراه با مجارى نفس . » از ابو سليمان دارانى نقل كرده‌اند كه مىگفت : « خوف از دل پاك نمىشود ، مگر اين كه آن را ويران كند . » همچنين از ابو عثمان نقل كرده‌اند

--> ( 1 ) - نحل ( 16 ) آيهء 50 : از پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست مىترسند . ( 2 ) - رعد ( 13 ) آيهء 21 : و از سختى حساب بيم دارند . ( 3 ) - همان : و از پروردگارشان مىترسند ، و از سختى حساب بيم دارند . ( 4 ) - طه ( 20 ) آيهء 94 : من مىترسيدم [ كه ] بگويى : ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى .